السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
531
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
( م 205 ه . ق ) وأبو جعفر يزيد بن قعقاع مخزومى ( م 128 ه . ق ) . 1 آيا مقصود از تواتر قرائتها ، تواتر آنها تا رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله است ؛ بدين معنا كه هر يك از اين قرائتها به تواتر از آن حضرت نقل شده است ، يا مقصود تواتر آنها تا قاريان آن قرائتها مىباشد ؛ بدين معنا كه هر كدام از اين قرائتها به تواتر از ايشان نقل شده است ؟ برخى تصريح كردهاند كه هر يك از اين قرائتها به تواتر از رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله نقل شده است . برخى نيز قرائات را متواتر تا قاريان دانستهاند ، نه تا پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله . 2 بعضي أصل تواتر اين قرائتها را منكر شده وگفتهاند : اين قرائتها توسط دو نفر از شاگردان هر يك از قاريان نقل شده است . بنابر اين ، تواتر تنها در طبقات بعد از قاريان وجود دارد ، نه تا خود قاريان تا چه رسد به وجود مبارك پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله . 3 از احكام عنوان ياد شده در باب صلات سخن گفتهاند . بر أساس آنچه به أكثر فقها نسبت داده شده ، واجب است قرائت در نماز منطبق با يكى از قرائتهاى متواتر باشد وقرائت به ساير قرائتها صحيح ومجزى نيست . أكثر فقها تنها قرائتهاى هفت گانه را متواتر مىدانند . 4 برخى نيز تمامى ده قرائت ياد شده را متواتر دانستهاند . 5 بعضي گفتهاند : مقصود از تواتر اين قرائتها اين نيست كه تمامى آنها متواتر است ؛ بلكه مقصود آن است كه قرائت متواتر منحصر به اين تعداد است وخارج از مجموع آنها نيست . بنابر اين ، قرائت بايد منطبق با اين قرائتها باشد وقرائت شاذّ وغير متواتر از قرائتهاى هفت يا ده گانه صحيح ومجزى نيست . 6 برخى در أصل مسئله اشكال كرده وقرائت به يكى از قرائتهاى متواتر را نپذيرفته وگفتهاند : هر قرائتى كه ميان مسلمانان متداول ومتعارف است ، صحيح مىباشد ؛ چه از قرائتهاى هفت يا ده گانه باشد يا نباشد . 7 برخى ديگر گفتهاند : قرائت به عربى صحيح كفايت مىكند ؛ هرچند در حركت ، ساختار كلمه يا اعراب آن ، مخالف قرائتهاى هفت گانه باشد . 8